سيد جلال الدين آشتياني
67
شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
تتميم اين بحث در بيان اتحاد نفس با عقل فعال و كيفيت رجوع اشيا به عوالم غيبيه خواهد آمد . تنبيه و توضيح حركت چه در كيف و چه در أين و چه در وضع ، چون قائم به مبدأ و منتها و فاعل و قابل و مابه و مافيه است ، امر مبهم نوعى و معناى كلى نمىباشد ، بلكه به حسب وجود خارجى امر معين شخصى متميز از غير و متصل است و اجزا و حدود آن بالقوه موجودند ؛ مثلا حركت در كيف مثل حركت جسم در بياض و سواد كه دو عرض قائم به جسمند ، از اول اشتداد تا انتهاى آن يك هويت شخصى اتصالى است و جسم در هرآن از آنات حركت در اين دو مقوله متصف به يك فرد از سواد يا بياض است كه به حسب نوع مخالف آن قبل و آن بعد مىباشد . مراتب اشتداد در انواع كيف كه بهواسطهء حركت و حصول تدريجى حاصل مىشود ، نزد شيخ و اتباع او كه حركت جوهريه را نفى مىنمايند ، انواع متخالفهاند . چون اين دانايان - قدست أسرارهم - تشكيك خاصى را منكرند . بنابراين اصل كه آنها قائلند سه امر لازم مىآيد . يكى آنكه بياض يا سواد حاصل از حركت مثلا با آنكه امر شخصى و متصل واحد و داراى وحدت اتصاليه است ، مندرج شود تحت انواع كثيره ، براى آنكه جسم در هر آنى متصف به فردى از مقولهء حاصل از حركت مىشود كه آن مقوله در آن قبل نبوده و در آن بعد نخواهد بود و وجود واحد بايد متبدل شود بر آن انواع كثيره و معانى ذاتيهء مختلفهء به فصول منطقى ، چون وجود امرى اصيل و آنچه كه بر آن تبدل حاصل آيد ، وجود است و ماهيت در شدت و ضعف و تبدلات نوعيه تابع وجود است . اين معنا خود يك قسم از انقلاب است . دوم آنكه حركت امرى متصل و واحد و در عين اتصال قبول انقسامات الى غير النهايه را مىنمايد ، چون مراتب اشتداد نزد مشاء امور متكثر و متخالف به